تبليغاتX
داش اکل

  ان کیست که در وقت احتیاج دستگیری می کند  *** و ان کیست که به وقت نیاز, روی ,سوی تومی کند؟

  کجایند انان که روز و شب, دم از وفاداری میزنند ***   پیش تو هر دم لاف عاشقی میزنند.

  رفتند انان که مهروزی ائینشان بود و  ***  گرفتند جایشان , انان که خونخواری کیششان بود

 حال , زاهدان داغ بر پیشانی می نهند و *** عاشقان هم به نام عشق ,یاوه می بافند .

پی نوشت

خوشا انان که به جای نالیدن از غمهای خود به انها میبالند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 16:54  توسط داش اکل  | 

انچه ما پیموده ایم در این دیار کس نپیمود ***   انچه ما دیدیم در این دیار کس ندید

انچه بر ما رفت در این دیار بر کس نرفت ***  انچه دل کشید در این دیار , هیچ دل نکشید.

انچه او را عشق خواندند در این دیار افسانه ایی  بیش نبود

انچه اورا خدا نامیدند در این دیار , بتی  بیش نبود

انچه ان را دین نسبت دادند , تزویر وریایی بیش نبود

خوشا ان کویی که ملحدش ما باشیم و پارسایش مردمان این دیار

 


اندیشه های پراکنده :

1-      شاید یه روز یاد گرفتیم واژ ه ها هم حرمت دارن.

2-      شاید یه روز ازادی رو درست معنی کردیم اما تا اون روز شاید به محبس کشیدن کلمات شایسته باشد.

3-      هنوز هوای سنگین این دیار ازارم میدهد اما هنوز منتظرم .

۴ -    نمیدونم اگر قصه ها ادم بده نداشت باز هم ادم خوبه  , خوب میشد !!!

۵-    خرم ان روز کزین منزل ویران بروم ** راحت جان طلبم , وز پی جانان بروم (حافظ)

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 15:20  توسط داش اکل  | 

روز و شب از پی ت لنگ لنگان امدیم  *** در خم کوچه شکستیم و تورا نباختیم

چه شبها تا صبا نخسبیدیم و با یادت خدا خدا کردیم **  چه روزها در خیالت با تو همراه و همراز گشتیم

چهارده بگذشت وقت سفر یادی ز ما نکردی **چهارده بگذشت و لنگان و نعره کنان امدیم و شکوه نکردیم  

تا چند به ائین ناجوانمردان خنجر ز پشت میکشی **  تا چند لاف جوانمردی پیش این و ان میبری .

ای که در کشتن ما ز هر قصاب ,خبره تری    **    شرط انصاف نباشد, دل خود را دل نگاری و دل ما را سنگ

 

پی نوشت :

۱- همیشه اخر کلام با نقطه چین تمام شد حالا دیگه از هر چی نقطه چینه حالم به هم میخوره.

۲-  همیشه اخر قصه ما تیزی خوردن از هر چی نارفیقه ...این نیز گذشت فقط یه نموره خوشگل تر شدیم.

۳- چقدر سخت چهارده روز گذشت.......هنوز باید منتظر بمونم . 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 20:1  توسط داش اکل  |