ان کیست که در وقت احتیاج دستگیری می کند *** و ان کیست که به وقت نیاز, روی ,سوی تومی کند؟
کجایند انان که روز و شب, دم از وفاداری میزنند *** پیش تو هر دم لاف عاشقی میزنند.
رفتند انان که مهروزی ائینشان بود و *** گرفتند جایشان , انان که خونخواری کیششان بود
حال , زاهدان داغ بر پیشانی می نهند و *** عاشقان هم به نام عشق ,یاوه می بافند .
پی نوشت
خوشا انان که به جای نالیدن از غمهای خود به انها میبالند.
انچه ما پیموده ایم در این دیار کس نپیمود *** انچه ما دیدیم در این دیار کس ندید
انچه بر ما رفت در این دیار بر کس نرفت *** انچه دل کشید در این دیار , هیچ دل نکشید.
انچه او را عشق خواندند در این دیار افسانه ایی بیش نبود
انچه اورا خدا نامیدند در این دیار , بتی بیش نبود
انچه ان را دین نسبت دادند , تزویر وریایی بیش نبود
خوشا ان کویی که ملحدش ما باشیم و پارسایش مردمان این دیار
اندیشه های پراکنده :
1- شاید یه روز یاد گرفتیم واژ ه ها هم حرمت دارن.
2- شاید یه روز ازادی رو درست معنی کردیم اما تا اون روز شاید به محبس کشیدن کلمات شایسته باشد.
3- هنوز هوای سنگین این دیار ازارم میدهد اما هنوز منتظرم .
۴ - نمیدونم اگر قصه ها ادم بده نداشت باز هم ادم خوبه , خوب میشد !!!
۵- خرم ان روز کزین منزل ویران بروم ** راحت جان طلبم , وز پی جانان بروم (حافظ)
روز و شب از پی ت لنگ لنگان امدیم *** در خم کوچه شکستیم و تورا نباختیم
چه شبها تا صبا نخسبیدیم و با یادت خدا خدا کردیم ** چه روزها در خیالت با تو همراه و همراز گشتیم
چهارده بگذشت وقت سفر یادی ز ما نکردی **چهارده بگذشت و لنگان و نعره کنان امدیم و شکوه نکردیم
تا چند به ائین ناجوانمردان خنجر ز پشت میکشی ** تا چند لاف جوانمردی پیش این و ان میبری .
ای که در کشتن ما ز هر قصاب ,خبره تری ** شرط انصاف نباشد, دل خود را دل نگاری و دل ما را سنگ
پی نوشت :
۱- همیشه اخر کلام با نقطه چین تمام شد حالا دیگه از هر چی نقطه چینه حالم به هم میخوره.
۲- همیشه اخر قصه ما تیزی خوردن از هر چی نارفیقه ...این نیز گذشت فقط یه نموره خوشگل تر شدیم.
۳- چقدر سخت چهارده روز گذشت.......هنوز باید منتظر بمونم .